باران
برای زندگی بهتر 
آخرین مطالب

عبدالملک مروان را غلامی  بود به غایت جاهل و نادان ، اما بسبب ساده دلیش ، امیر ، او را نیک داشتی
روزی از غلامش پرسید : " آیا تو دانی تقویم چیست و حساب ایام  و روزگار را داری ؟  "
غلام پاسخ داد : " یا امیر، به نزد من گاه شماری است که بسیار آسانتر و آشکارترازهمه تقویمهاست "
عبدالملک  با تعجب پرسید : " آن چیست ؟ برایم بازگو کن که چگونه زمستان و بهار از آن گاه شمار هویداست ؟ "
غلام با غرور پاسخ داد : "  بر سر کوی ما بقالی است ، هرگاه بینم  که باقلای تر بفروشد ، آنگاه میدانم که بهار است و زمستان رحلت کرده ، اما اگر ببینم  که هویج عرضه کند ، بدانم  که زمستان در راه است "

[ چهارشنبه 23 دی‌ماه سال 1388 ] [ 03:38 ب.ظ ] [ امیر ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 115159