X
تبلیغات
زولا

باران
برای زندگی بهتر 
آخرین مطالب

یادش بخیر، روزگاری دزدها هم باشرف بودند

گویند روزی دزدی در راهی، بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود و دعایی نیز پیوست آن بود. آن شخص بسته را به صاحبش برگرداند.

او را گفتند : چرا این همه مال را از دست دادی؟

گفت: صاحب مال عقیده داشت که این دعا ، مال او را حفظ می کند. من دزد مال او هستم ، نه دزد دین. اگر آن را پس نمی دادم و عقیده صاحب آن مال ، خللی می یافت، آن وقت من، دزد باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است.

 

[ سه‌شنبه 13 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ] [ 12:43 ب.ظ ] [ امیر ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 115335